حسين قرچانلو
27
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
آن نگفته است . در 458 ق ، سلطان آق سنقر برسقى به حماة حمله كرد و آنجا را از اتابك طغتكين گرفت و سه روز تاراج كرد ؛ سپس آن را به امير قرجان صاحب حمص داد . « 1 » در 505 ق فرنگان به بلاد شام حمله كردند ؛ هريك از امراى اين منطقه براى آزادى شهرها مالى گرد آوردند و به آنان پرداختند ؛ صاحب حماة نيز دو هزار دينار پرداخت . « 2 » در دورهء اتابكان زنگى ، نور الدين محمود زنگى مدرسهاى را در حماة بنا كرد . « 3 » صلاح الدين ايوبى در 570 ق كه قلعهء حماة در دست امير عز الدين جورديك بود در حماة فرود آمد . صلاح الدين او را پيام داد كه من در فرمان الملك الصالح هستم ، آمدهام تا اينجا را از تعرض فرنگان حفظ كنم . . . و سرانجام حماة را تصرف كرد . « 4 » ابن جبير اندلسى كه در نيمهء دوم قرن ششم هجرى به شام آمده در وصف حماة مىنويسد : شهرى است مشهور در ميان شهرهاى جهان . . . اما فراخنايى چندان و طرح بنايى درخشان ندارد . . . اطرافش بسته و خانههايش به هم فشرده و پيوسته است . . . در بيرون شهر رودى بزرگ جارى است و بر دو كنارهاش دولابهايى ( چرخهاى آبكش ) وجود دارد . . . بر يكى از كنارههاى اين رود كه به حومهء شهر پيوسته ، طهارتخانههايى منظم و خانههايى چند وجود دارد . . . بر كنارهء ديگر اين رود كه به پايين شهر پيوسته است مسجد آدينهء كوچكى قرار دارد . . . در مقابل گذرگاه اين رود ، در جنوب شرقى شهر ، دژى است كه از لحاظ طرح با دژ حلب برابر است ؛ اما از نظر دفاعى از آن ضعيفتر است . از آب اين رود نهرى به داخل آن دژ مىرود و در آنجا ذخيره مىشود و دژ را از بىآبى بيمى نيست . . . شالودهء شهر حماة را در گودالى وسيع و پهناور نهادهاند ؛ چنان كه گويى خندقى است كه دو ديوار بر دو جانب آن كشيدهاند . شهر دو قسمتى است : شهر بالا و شهر پايين . . . آن سمت شهر كه به رود پيوسته نيازى به بارو ندارد ، ولى ديگر قسمتهاى شهر بارويى دارد كه از سه جانب ، آن را دربرگرفته است . بر روى اين رود پلى از سنگ سخت بستهاند كه شهر را به حومهء بيرون شهر مىپيوندد ؛ اين حومه بزرگ است و در آن كاروانسراها و
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 254 و 310 . ( 2 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 251 . ( 3 ) . الاعلاق الخطيره ؛ جزء 1 ، ج 1 ، ص 245 . ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 393 - 394 .